تبلیغات
دوربــیــن عـکـاســی مــن - بیداری
عـکـاسـی، هنـر خـوب دیـدن اسـت

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:صفحات جانبی

:نویسندگان

:آخرین پستها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

جمعه 18 فروردین 1391-07:29 ب.ظ



شب بود، از مسجد وکیل خارج شدم. همیشه برای عکاسی آنجا را انتخاب می کردم. از مسیر پشت مسجد، جایی که از روبروی کاروانسرای روغنی ها می گذشت، خود را به بازار وکیل رساندم. در مسیر خروج از بازار، به خانه پیروی برخوردم. جایی که پیروی شیرازی یکی از بزرگترین شاعران و اندیشمندان عصر رضا شاه در آن می زیست. گفتم وارد شوم، شاید چیزی برای جذب من در آنجا وجود داشته باشد.
وقتی وارد شدم با چند نفر آدم، چند کاغد از دست خط های مرحوم پیروی و یک اطاق تاریک مواجه شدم. خانه پیروی در واقع تبدیل به یک قهوه خانه سنتی شده است، پسرش، او این کار را مرتکب شد.
وارد اطاق تاریک شدم. جزئیاتی که در عکس هست در اطاق بود. یعنی چند کتاب غیر مجاز، صفحه های گرامافون، یک اره آهن بر و چند خرت و پرت دیگر.
در آن لحظه به یاد بیداری های شبانه خودم افتادم. ساعاتی که به مطالعه یا رصد می پرداختم. در این عکس تاریکی اطراف نشان از فهم پائین عوام دارد. روشنی چراغی که جزئیات را روشن می کند، در واقع حس بیداری یک روشنفکر است که او را مجبور می کند در کوره شهر درک عوام، چراغ ادراک روشن کند. جزئیات تصویر بسیار برای من جالب هستند. به همین خاطر از آن صحنه عکس گرفتم. گویا خود آنها را اینگونه در کنار هم قرار داده بودم. اره آهن بر در عکس به نشانه مبارزه است، چیزی که پای فلزی استبداد را قطع می کند و در پرتو روشنایی اندیشه است. کتاب ها در این عکس، به نشانه آموزه های غیر مجاز از نظر استبداد هستند. این آموزه ها همان درک ظلم، عدل و دیگر فاکتور های مهمی هستند که تغییرات آنها در یک حکومت می تواند استبداد را بسازد و یک مبازر باید آنها را بشناسد. صفحه های گرامافون به نظر من که عکاس این صحنه هستم نشانه ای از این است که برای بیداری باید بازی های استبداد را خوب شناخت. استبداد می کوشد تا با سرگرم کردن مردم آنها را از نفکر بازدارد. همه جزئیات در پناه نور مهتابی هستند. در پناه نشانه ای از تفکر و روشنفکری. تمام اینها خالق یک چیز هستند:

بیداری



تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 18 فروردین 1391 07:50 ب.ظ