تبلیغات
دوربــیــن عـکـاســی مــن - فرا رسوخ
عـکـاسـی، هنـر خـوب دیـدن اسـت

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:صفحات جانبی

:نویسندگان

:آخرین پستها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

جمعه 18 فروردین 1391-07:15 ب.ظ



نام این عکس را بخاطر رسوخ بیش از حدش در دهنم گذاشته ام. رنگ راهرو، تاریکی اطراف، انتهای روشنی که دارد، کابل مرموزی که از نا کجا می آید و به نا کجا می رود و اینکه موضوع در نقطه طلایی نیست، کثیفی اندکی که خود راه دارد و ... روی هم رفته چیزی را خلق کرده اند که در ذهن انسان رسوخ بسیار البته مرموزی دارند. یک ادراک فراحسی به من این اجازه را می دهد تا نام این عکس را اینگونه بگذارم.
انتهای عکس به روشنی ختم می شود، یعنی ذهنیتی که در هنگام عکس گرفتن داشته ام یک ذهنیت هدف گرا بوده است. تاریکی اطراف راه و خصوصا کابل مرموز بالای مسیر این حس را برای ما ایجاد می کنند که هیچ چیز از اتفاقات میان راه مشخص نیست. عکس را بخاطر این گرفتم که تلاش ذهنم رسیدن به هدف باشد، فقط. کثیفی مختصری که راه را اسرارآمیزتر کرده است، این حس را در لحظه ی عکاسی به من داد که سرنوشت کسانی که مسیر را طی کرده اند، اینکه در بین راه چه اتفاقاتی برایشان افتاده است، یا در آخر به کجا رسیده اند اصلا مشخص نیست.
این راهرو، راهروی محل تحصیل من است. انتهای تحصیل می دانم روشنی است(پایان راهرو)، اما موانعی در رسیدن به روشنی است که مشخص نیست از کجا می آیند(کابل)، سرنوشت راهپویندگان مسیر تحصیلی من برای من گنگ و نامفهوم است شاید هم تباهی(کثیفی های زمین)، وضعیتی که دیگران در تاریخ موازی من دارند معلوم نیست و آنها هم مثل من فقط پوینده ی راه هستند(تاریکی) و اینکه خلاقیت در رشته تحصیلی من معنی ندارد(عدم رعایت نقطه طلایی).
این معانی چیزهایی هستند که به اعماق ذهنم رسوخ کرده اند، این عکس نامش همین است:


فرارسوخ



تاریخ آخرین ویرایش:- -