تبلیغات
دوربــیــن عـکـاســی مــن - خانه ای در دودکش
عـکـاسـی، هنـر خـوب دیـدن اسـت

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:صفحات جانبی

:نویسندگان

:آخرین پستها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

جمعه 18 فروردین 1391-06:42 ب.ظ



ساعت 3 بعد از ظهر بود که از بی حوصلگی موبایلم را برداشتم و از خانه زدم بیرون. با خود گفتم چند عکس می گیرم و گالری این ماهم را کامل می کنم. خلاصه، رفتم، گرفتم، دیدم، خسته شدم، بازگشتم. اما هنوز یک عکس کم داشتم. به پشت بام رفتم و چشمان زاویه یابم را به اطراف چرخاندم تا بلکه سوژه خوبی پیدا کنم.
چشمم به دودکش بخاری اطاق برادرم افتاد. قطعا اگر می دانست روزی دودکش بخاری اطاقش در i camera ثبت می شود بخاطر آن از من پول می گرفت!
موبایل را وارد یکی از روزنه ها کردم و به سختی خود را در حالتی که بتواند LCD آن را ببینم قرار دادم. حالا هم عرق کرده بودم، هم خسته بودم، هم نفس نفس می زدم و هم دستم را برای انتخاب موقعیت درست آنقدر پیچ داده بودم که توان فشار دادن شاتر را نداشتم.
بلاخره با سختی و کمی لرزش دست، شاتر را فشار دادم. وقتی دستم را بیرون آوردم دیدم دو عنکبوت عاشق روی دستانم هستند و با بهت شاهد خراب شدن خانه رؤیایی خود بودند. آنها در پنت هاوس خانه ما بودند!
خلاصه، با اطاقم آمدم و عکس را روی مانیتور کامپیوتر(هنوز هم LCD ندارم) دیدم. بعد از کمی ادیت، save as را زدم و نام عکس را این گذاشتم:

خانه ای در دودکش



تاریخ آخرین ویرایش:- -