تبلیغات
دوربــیــن عـکـاســی مــن - زحمت زندگی
عـکـاسـی، هنـر خـوب دیـدن اسـت

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:صفحات جانبی

:نویسندگان

:آخرین پستها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

جمعه 18 فروردین 1391-06:25 ب.ظ



مهر، آبان، نمی دانم، احتمالا همین حوالی بود که به خانه مادر خانمم رفتم تا سری به خاننم(در آن زمان: نامزد) بزنم و بالاخره حال و هوای روستا حالم را عوض کند. چند روز که از ماندنم در آنجا می گذشت توانستم یک مجموعه خوب از عکس های سوژه های آنجا تهیه کنم. اما زندگی در آنجا زحمت زیادی داشت. حوالی آبان بخشی از فعالیت های کشاورزی آنجا شروع می شود. آنها سعی می کنند در این ماه میوه هایی از درخت نخل که هم خانواده خرما هستند، اما بسیار از آن فاصله دارند را برداشت کنند و بعد از پاک کردن و بسته بندی کردن، آنها را در اختیار فروشندگان قرار دهند تا در سراسر استان بوشهر یا حتی بعضا سراسر کشور توضیع کنند و از این طریق بخشی درآمد سالانه خود را تأمین کنند. نام این میوه قصب یا قصبک است. میوه ای خشک اما خوشمزه و بسیار مقوی. خوشه ها یا اصطلاحا پنگ های قصب را در مقابل انبار گذاشته، آنها را می تکانند سپس دانه دانه پاک می کنند و بعد بسته بندی... . روی هم رفته، 10 نفر برای انجام این کار ها لازم بود، لذا بخشی را خودشان انجام دادند و بخشی دیگر را کارگران.
عکسی که گرفته ام، و خودم آن را قدیمی کرده ام نشان دهنده ی تعدادی از این خوشه ها یا پنگ هاست که در مقابل انباری گذاشته شده اند. آنها تداعی کننده نام عکس هستند:

زحمت زندگی



تاریخ آخرین ویرایش:- -