تبلیغات
دوربــیــن عـکـاســی مــن - رئیس قبیله
عـکـاسـی، هنـر خـوب دیـدن اسـت

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:صفحات جانبی

:نویسندگان

:آخرین پستها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

پنجشنبه 17 فروردین 1391-03:24 ب.ظ



برادرم تازه به خانه مستقل خودش رفته بود.
برای دیدن به خانه آنها رفتم. در خانه گشتی زدم. چشمم به چیزی افتاد و برای بعد از ناهار آن را در نظر گرفتم.
ناهار را خوردیم و همراه برادرم به مکان مورد نظر رفتیم.
موبایلم را بیرون آوردم و عکسی از صحنه ای که با اشیاء تزئینی درست کرده بودم گرفتم. به محض دیدن عکس صدایی در ذهنم گفت:


رئیس قبیله





تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 17 فروردین 1391 03:54 ب.ظ