تبلیغات
دوربــیــن عـکـاســی مــن - رهنورد
عـکـاسـی، هنـر خـوب دیـدن اسـت

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:صفحات جانبی

:نویسندگان

:آخرین پستها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

شنبه 19 فروردین 1391-09:44 ب.ظ



وقتی این عکس را از میدان دانشجو گرفتم اخوان ثالث در ذهنم می گفت:

بیا ای خسته خاطر دوست
ای مانند من دلکنده و غمگین
من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا رهتوشه برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان "هرکجا" آیا همین رنگ است؟


رهنورد خسته است.
 این عکس بیانگر آزرده خاطر بودن یک تاریخ و یک نسل است.
این تاریخ و نسل، رهنورد نام دارد.
 رهنورد چین هایی مشت گره کرده است. رهنورد به خاطر سایه ها می میرد.
در لحظه ای که این عکس را گرفتم فقط به این فکر می کردم که چشم به سمت چه چیزی هدایت می شود. آغاز راه، پایان راه، اصلا هدایت می شود؟؟
این رهنورد است. یک قهرمان ملی، یک بازنده کنکور، یک مرده در قبر و یا شاید یک مسیر طولانی، بی برگشت، دشوار و کثیف. این رهنورد است. جایی که می داند برای روشنایی چین های آنطرف، باید سایه را به چین های اینطرف بدهد. رهنورد روایت کننده یک خستگی ناشی از پیمودن است. روایت کننده دلتنگی، با آن پله های تنگش. رهنورد منظم اما خسته از نظم، در انتظار جنس خودش، سالها در میدان شهر منتظر می ماند.
گویا خودش هم همین است:

رهنورد



تاریخ آخرین ویرایش:- -